محمد حسن خان اعتماد السلطنه
598
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
شاه دستور داد نام او را حسينقلى بگذارند و اين مولود در رستم آباد به دنيا آمد . اعتماد السلطنه مىنويسد كه « عجب اينكه تولد خود معتمد الملك هم هيجده سال قبل در همين رستم آباد شده است » ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 817 ) ، به اين ترتيب تاريخ تولد معتمد الملك 1290 مىشود ، يعنى دو سال بعد از تاريخ مذكور در قبل . ولى چون حسابهاى اعتماد السلطنه بنابر تخمين است هميشه بهطور دقيق با واقع مطابق نيست و اندكى پيشوپس دارد . اين دختر در روز شنبه دهم ربيع الاخر 1311 چنان كه گفته شد در بيست و چهار سالگى به و با درگذشت . بنابراين معتمد الملك به دو دختر ، داماد مظفر الدين ميرزاى وليعهد بود و يحيى - خان مشير الدوله كه اصولا مرد خراج تجملدوستى هم بود براى عروسى پسرش جشنهاى مفصل گرفت . بطورىكه از عروسيهاى تاريخى طهران به شمار آمد . مرحوم مستوفى شرحى از اين عروسى را در كتاب تاريخ زندگانى خود آورده است . معتمد الملك نقاشى و موسيقى و يكى دو زبان خارجى را خوب مىدانست . خانه و باغ او در خيابان ژاله امروز تبديل به بيمارستان شده است ( بيمارستان شفا يحيائيان ) و مسجدى هم به نام او در قسمت شمالى خيابان نزديك بيمارستان ساختهاند . معتمد الملك در كودكى مدتى حكومت قزوين را داشت و محمد اسمعيل خان نامى به نيابت او حكومت مىكرد . ( مينودر ، ص 743 ) سعد السلطنه ، آقا باقر خان سرتيپ ( ص 56 - ص 33 چاپ اول ) آقاى مهدى بامداد او را پسر آقا اسمعيل دائى ميرزا على اصغر خان اتابك مىداند و اعتماد السلطنه مىنويسد از طرف زن نسبتى به امين السلطان مرحوم دارد ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 724 ) و در « مينودر » آمده است كه « نامش باقر و از مردم اصفهان بود . نخست نوكرى آقا ابراهيم آبدار ملقب به امين السلطان را داشت و در دستگاه او ترقى كرد » ( ص 254 ) . به هرحال هرچه بود در سايهء محبت و علاقهء امين السلطان به او ، از نيستى به هستى و از هيچ به همه چيز رسيده است . ابتدا نايب آبدارخانهء شاهى بود و در سفر اول شاه به اروپا جزو ملتزمين ركاب و به قول اعتماد السلطنه آشپز امين السلطان بود . آغاز نفوذ او در قزوين از اينجا بود كه رياست راه شوسه و مهمانخانهء دولتى قزوين با او بود . قرهسوران راه نيز زير دست وى بود . غلهء ديوان هم كه چهار هزار خروار بود ابوابجمع او بود . وجه نظام را هم ابوابجمع او كرده بودند و ميزان آن مبلغ چهار هزار تومان بود . ( شرح حال عباس ميرزاى ملك آرا ، ص 97 )